شمارهٔ ۱۰ - سوزنیم
سوزنی سمرقندیسوزنیم مرد باندازه ر
تازه دل و غاز رخ و یازه ر
راست باندازه ر منست
هر که بود خورده بی اندازه ر
بهر سپرداری هر گنده ای
دارم یک تیر چو اندازه ر
تازه مسافر چو درآید ز راه
راست کنم تا در دروازه ر
بر سر هر کوی جوانمرد وار
نفل برون آرم و پر وازه ر
چون ز سر کوی نگارم رسد
پیش برون آرمش از گازه ر
آش نهم حلق فرودینش را
بر عوض قلیه دو پیسازه ر
پیش کشم جلت سرینش همی
نعل زره بندم و شیرازه ر
وز پی آرایش رخهای نش
آب سپیده زنم از غازه ر
تا بر من باشد هر ساعتی
میدهمش تازه بر تازه ر
در زدم آوازه دعوت بشهر
بر اثر دعوت و آوازه ر
