شمارهٔ ۱۳ - رای بر آنست که بیرون زنم
سوزنی سمرقندیسوزنیم مرد گرانمایه ر
پیر سبکروح گرانسایه ر
با همه خلق از ره خوش صحبتی
خوش خوی و سازنده و با خایه ر
باشد پیرایه پیران خرد
باز منم پیری پیرایه ر
طفل بدم دایه ببر در کشید
پر شد هر دو بغل دایه ر
ماده نهادند بگهواره در
زانکه نگنجید در او مایه ر
شش بچه گریان در هفت سال
سود همیدادم و سر مایه ر
راست خوهی هیچ خر دیزه را
نیست بدین منزات و پایه ر
دی ز در بام برای مزاح
عرضه زدم بر زن همسایه ر
مانچه اندودن س را بدوغ
خواست ز من عاریه ایرایه ر
قلعه گورنگ بگیرم چو آک
دارم چون گر زبرین قایه ر
رأی بر آنست که بیرون زنم
گردن این بدرگ خود رایه ر
