شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
سوزنی سمرقندیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
کزین قضیب عزیزی وزین قضیب بنازی
قضیب سخت عزیز است و با منست که او را
به صد زبان بنوازم زهی غریب نوازی
به دست گیرم و آنگه بدو چه گویم گویم
رگ آوری و سطبری و پای لغز و درازی
تویی که لندی و سیکی به هندویی و به ترکی
تویی که ایری و ایری به پارسی و به تازی
چو گردان سگ تازی مطوقی و ز طوقت
رمیده تاز مطوق چو آهو از سگ تازی
چو سر بر آری با موی رومه گویی رازی
چنانکه از تو بیابم نشان شاهد رازی
سه ایر باشم گر زانوان به ایر برآیی
سه پای گردم گر اگان به زانو بازی
همه نقیصه شعر تو ای سنایی خران
به وصف حمدان گفتم ز روی طیبت و بازی
جواب این غزلست آن کجا سنایی گوید
چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
