شمارهٔ ۴۷ - در سبلت و ریش خویش بنگر
سوزنی سمرقندیهان ای کل تا زدم مزن لاف
ای تو بره ریش غراره
در سبلت و ریش خویش بنگر
هست از در عبرت و نظاره
جولاهه کار مانده گویی
غرداش نهاده بر تغاره
گویی که غلامباره ام لیک
گوی و غری غلام باره
انداخته باد یا نگونسار
در فقر چه از سر مناره
