شمارهٔ ۴۶سوزنی سمرقندیرباعیاتدر هجو من ای قوامی فرزانهگر ماز شدی تا به سر خمخانهمن سوزنیم گنگ و نر و دیوانهبندم و تیر هر دو از یکنانه