شمارهٔ ۵۶ - صدای العطش
ترکی شیرازیاز چیست بانگ ناله به ارض و سما هنوز
وز چیست شور و ولوله در ماسوی هنوز
بگذشته قرن ها ز غم کشتن حسین
باشد لوای ماتم آن شه بپا هنوز
از قتل پور فاطمه بگذشته سال ها
خون می چکد ز دیده اهل ولا هنوز
عیسی سرش برهنه بود در سما مگر
باشد سر حسین سر نیزه ها هنوز
زان روز کز گلوی حسین خون به خاک ریخت
جاری ست خون ز دیده خیرالنسا هنوز
اکبر شهید گشت ز تیغ ستمگران
لیلا بود به فرقت او مبتلا هنوز
گویا صدای العطش کودکان به گوش
آید ز سمت خیمه گه کربلا هنوز
از بس به راه شام سکینه پیاده رفت
پژمرده گل بود ز غم خار پا هنوز
باشد مگر به کنج خرابه به شهر شام
زنجیر و غل به گردن میر ولا هنوز
مرغان به ذکر وای حسین کشته شد عجب
دارند شور و زمزمه ای در هوا هنوز
ترکی بیاد قتل شهیدان نینوا
هر بند بند اوست چونی در نوا هنوز
کردند منشیان رقم این داستان بسی
کوته نگشته قصه این ماجرا هنوز
