بخش ۵۴ - صفت مَدارِس
وحیدالزمان قزوینیدیدم چو صفای این مدارس
افتاد رهم سوی مدارس
آنجا که همیشه باد آباد
سوی فقها گذارم افتاد
دیدم که در کلام می سفت
وعظی پی خاص و عام می گفت
کز عشوه ی نو خطان چون ماه
از راه مرو میفت در چاه
چون سطر کتاب چند ازین سور
در تن باشد رکت صف مور
مشغولی خط نفس صرعست
انکشت زیاد دست شرعست
کامی که بود ز زن بجویید
ار خوش پسران سخن نگویید
آن سو نکنید زین ره آهنگ
اندیشه کنید ازین ره تنگ
این دختر رز که گل نگار است
