در هجو ملا فهمی
وحشی بافقیلازم شده کسر حرمت تو
ملا فهمی به رخصت تو
دی نوبت کیدی دگر بود
امروز شده ست نوبت تو
می باید گفت باز سد فحش
از نکبت که ز نکبت تو
خوش پرده درانه می زدم نیش
ای وای بر اهل عصمت تو
خود را بکشی اگر بگویم
از مردی و از حمیت تو
اینست که بهر خاطر میر
واجب شده حفظ صورت تو
ما نکبتییم گو چنین باش
خوش دولتی است حضرت تو
گوزت یار است دولتت کو
گوزم به تو و به دولت تو
شمشیر بداده ام به زهر آب
