رباعی شمارهٔ ۵۸وحشی بافقیرباعیاتدر نفی رخت شمع شبی راند سخنروزش دیدم گرفته کنجی مسکنماننده عاصیی که در روز جزابا روی سیاه سر برآرد ز کفن