شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح اتسز گوید
رشیدالدین وطواطشاها به پایگاه تو کیوان نمی رسد
در ساحت تو گنبد گردان نمی رسد
جایی رسیده ای به معالی و مرتبت
کآنجا به جهد فکرت انسان نمی رسد
آن می رسد به روضه آمال از کفت
کز ابهر نوبهار به بستان نمی رسد
جز امر تو به مشرق و مغرب نمی رود
جز حکم تو به تازی و دهقان نمی رسد
یک خطه نیست در همه اطراف خافقین
کآنجا ز بارگاه تو فرمان نمی رسد
با طول و عرض ملک تو امروز در جهان
کس را حدیث ملک سلیمان نمی رسد
راحی که از روایح خلقت رسد به خلق
در باغ و راغ از گل و ریحان نمی رسد
یک لحظه آن گهر که تو بخشی به سال ها
