شمارهٔ ۱ - در مدح وزیر ضیاءالدین عراق بن جعفر
ای بر مراد رأی تو ایام رامضا بسته میان بطاعت فرمان تو قضا از جاه تو گرفته سیادت بسی شرف وز فر تو فزوده وزارت بسی بها خلق خدای را برعایت تویی پناه دین رسول را بهدایت تویی ضیا هستت ع
۲۱۱ شعر از رشیدالدین وطواط
ای بر مراد رأی تو ایام رامضا بسته میان بطاعت فرمان تو قضا از جاه تو گرفته سیادت بسی شرف وز فر تو فزوده وزارت بسی بها خلق خدای را برعایت تویی پناه دین رسول را بهدایت تویی ضیا هستت ع
زهی از امر و نهی تو نظامی دین دنیا را خهی از حل و عقد تو قوامی مجد علیا را ثبات هضم تو داده سکون میدان عغبر را نظام تو کرده روان ایوان خضرا را کف تو شاه راهی در سخا بسیار و اندک را
بس بلندا که شد ز گردون پست بس عزیز که شد ز گیتی خوار محنت چرخ را که دیده قیاس ستم دهر را که دید شمار نیست از چرخ ایمنی پنهان نیست در دهر مردمی زنهار آن یکی تا کسیست بس زراق وین دگر
ای در مصاف رستم دستان روزگار با باس تو هدر شده دستان روزگار مقهور دستبرد تو اجرام آسمان مجبور پای بند تو ارکان روزگار پیش براق و هم تو هنگام کر و فر تنگ آمده مسافت میدان روزگار نقل