شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح اتسز خوارزمشاه
رشیدالدین وطواطای ز نعل مرکبانت صحن عالم پر هلال
آفتابی در معالی آسمانی در جلال
تیغ تو روز وغا آباد کرده گنج فتح
وسعت تو روز سخا تاراج کرده گنج مال
نیست از مالیدن کفار تیغت را ستم
نیست از بخشیدن اموال دستت را ملال
پیشوایی گشت تیغت عون افلاکش تیغ
که خدایی گشت جودت خلق آفاقش عیال
از برای عدت جودت وجود سیم و زر
وز برای مدت عمرت دوام ماه و سال
هست بر وفق تو اجرام فلک را اتفاق
هست از عدل تو احکام جهان را اعتدال
از ضمیر روشن تو اختران یابند نور
وز لقای فرخ تو خسروان گیرند فال
عیش بدگوی تو تیره همچو ایام فراق
عمر بدخواه تو کوته همچو ایام وصال
از هراس تو نهان کردند ماران دست و پا
