شمارهٔ ۱۷
یغمای جندقیسوی غیری چو خدنگش ز کمان می گذرد
ناوک غیرتم از جوشن جان می گذرد
کس ز زحمت نبرد بهره که از غایت ناز
تا تو شمشیر برآری ز میان می گذرد
یار در بزم و نمی آرمش از بیم نگاه
فصل گل بین که بهارم به خزان می گذرد
سوی غیری چو خدنگش ز کمان می گذرد
ناوک غیرتم از جوشن جان می گذرد
کس ز زحمت نبرد بهره که از غایت ناز
تا تو شمشیر برآری ز میان می گذرد
یار در بزم و نمی آرمش از بیم نگاه
فصل گل بین که بهارم به خزان می گذرد