شمارهٔ ۵۱ - در مورد شیوه و روش پارسی نگاری
یغمای جندقیبازگشت و نگاهی سرسری در این نگارش پارسی گزارش کردم چندان ناهموار و پیچیده و سبکسار و نسجیده نیست زنهار هنگام نگارندگی پاس هوش آور و سراپا چشم و گوش زی تا آنجا که پیوسته سزاست گسسته نیفتد و جایی که گسسته روا پیوسته نگردد دیده خوانندگان بیشتر بدین تازه روش نودیدار است و آسان نگران کم کار را دانست و دید چیزهای نادیده و ندانسته بر دیده و دل بند و باز اگر هنگام نگارش انداز گزارش بر این هنجار نخیزد ناگزر آغاز و انجام دو لخته ها را که اندازه و شماری بساز است با هم بر کنند و دریابند زیبایی گوهر و شیوایی دیدار سخن بر خواننده و نیوشنده هر دو دشوار افتددرها خرده گیری و درشت درایی از هر در باز آرند و بی کوتاهی زبان نکوهش بر آفریننده و نگارشگر دراز مصرع که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند
اگرت چشم هوش بیدار است و پند دانش پسند من استوار همی نه خود این راه و روش که نگارندگی و گزارندگی بر هر مایه و منش باشد این همایون کیش را پاس اندیش باش و از بیغاره دوست و دشمن تیاق آرای خویش نامه دیگر نیز بر فرهنگ دری در دست است چنانچه خوب خیز و خوش نشست افتاد و به خواست پاک یزدان بنوره بنیادش به درستی بی شکست آمد دیگر بارم که به آرام جای سرکاری یاری خاست چشم افکن و گوش گزار خواهم داشت دل زود سیر و روان دیر پذیرت اگر مهرگیرایی و تلواس پذیرایی رست از جان و سر نیاز سپار خواهم بود و جاویدان نیز از ننگ نوا پوزش آور و سپاس گزار خواهم زیست توانگر نهاد از پاس هست و بودت سیر و سرد و با همه درویشی از دسترنج خویشت نیازی به گنج باد آورد مباد
