شمارهٔ ۳۸ - به نواب سیف الله میرزا نگاشته
یغمای جندقیقربان روان زود آشتی دیر جنگت گردم باز سه طغرانامه را تاخیر افتاد و تقصیری بر تقصیر افزود فرد
پاداش بزرگی اقتضای خردی
عفو از تو پسند آمد و تقصیر از ما
اگر چه از پراکندگی و پیری حالتی نماند که تعلیق رسالتی توانم یا تلفیق مقالتی ولی به خطی خام و ربطی خنک تر و خشکی درهم بستم امیدوارم نواقص مختصر خدمت را به کمالات ارادتم بخشند درست و مکرر بخوان و از در درایت کاربند امعان نظر باش اگر خامه خطایی کرده و نامه نقش ناسزایی پذیرفته قلم درکش و بدل را به کلک بداعت بر بالا باطل نگار از سر خواهم نوشت و گوش و گردن منحولات خود را از مبتکرات دقت والا زیور خواهم بست فرد
پی خدمت تو خواهم تن و جان خویشتن را
چو نباشد این سعادت نه من و نه زندگانی
