شمارهٔ ۵۲ - از قول شخصی به حاجی ابوالقاسم قزوینی نگاشته
یغمای جندقیقربان حضورت شوم دستخط مبارک فرق مباهاتم بر فلک سود و سرود سپاسم هم آواز ذکر ملک گشت اگر خواهم شکر عنایت عالی به اداء رسانم صد قیامت بگذرد و آن همچنان ناتمام خواهد ماند زبان من از سپاسداری قاصر است هم مگر خدام خداوندی که در جمیع مراتب جبران ساز جرایم ماست جنایت کمترین را به ثنای احوال و دعای وجود و سپاس نعمت آمرزگاری خواهد کرد اولی آنکه کاربند نکته عجزالواصفین آمده دست ادب در آستین کشم دیگران در شکر احسان عاجزند این ناتوان هیچ زبان کی و کجا منت گذار حق حیات تواند شد رجوع خدمات را در طی احکام علیه مترصدم
