شمارهٔ ۲۰ - وصیت نامه دیگری از یغما
یغمای جندقیدر حال هوش و حواس و کمال خرسندی و رضا اقل خلیقه ابوالحسن یغما وصی شرعی خویش نمودم فرزند ارجمند سعادتمند خود میرزا احمد صفایی را که پس از وفات من مبلغ دویست و پنجاه تومان رایج خزانه از انقد مایملک من اعم از نقد و جنس منقول و غیر منقول برداشته به مصارف مفصله ذیل برساند
مخارج تعزیت ۵۰ تومن
حجه بلدی ۷۰ تومن
رد مظالم ۷۰ تومن
صوم وصلوه ۶۰ تومن
و دوزوجه من مادر فرزند ارشدم میرزا اسمعیل و مادر خود را هر یک مبلغ سی تومان از مال من نقد یا ملک تسلیم نماید ورخوت و سایر اسباب زنانه از طلا آلات و غیره که در دست دارند به خود ایشان باز گذارند و جزو ترکه نسازد و رخوت و اسباب طلا آلات و غیره که به اسم و رسم جهیز برای دخترهای من فراهم آورده یا خودکار کرده اند و در دست مادرشان است از آنها نستاند و داخل ارث ورثه ننماید و اسباب خانه داری و دربایست زندگانی از مسینه آلات و فرش و رخت خواب و سایر چیزها که از مال من در خانه بزرگ در دست اسمعیل و وابستگان اوست دو قسمت نموده یک سهم را اسمعیل متصرف شرعی شود و سهم دیگر را تسلیم نورچشمی خطر سازد و اسباب خانه داری هم از مس و فرش و غیره نیز که در دست والده خود اوست به ابراهیم واگذارد و در ترکه نیارد و کتبی که دارم سوای آنچه به موجب نوشته شرعی به پسرها بخشیده و خواهم بخشید چهار قسمت نموده هر رسدی را پسری بردارد و سایر اموال و املاک و اسباب مرا از ملک و تنخواه و شتر و گوسفند و گاو و خر و غیره نقدا جنسا آنچه مراست به قاعده و قانون احکام الهی و شریعت جناب رسالت پناهی بر کل ورثه پسرها و دخترها و زوجات قسمت نماید و زجر این زحمات را اجر از خدای بخواهد و مرا در زیر خاک آسوده گذارد وصیت صحیحه شرعیه و کان ذلک فی شهر ذی الحجه ۱۲۶۵
