شمارهٔ ۳۱ - وصیت نامه دیگری در دو قسمت
یغمای جندقیبه تحقیق بدانید آنچه هست در کار معاش و معاد من به خصوص معاد من فرزندی احمد است و آنچه نیست من اگر بر جای ملک نقاله پس از دم رحلت بر زمین کوفتن ریسمان بر لنگ من ببندد و از پیشگاه سرکار کشته نینوا سلام الله علیه به دخمه گاه ابوحنیفه که درکات گرفتاری است اندازد با او حرف و ایرادی ندارم هر قدر افزون در حمایت او کوشند هم چنان کم است کار اندیش مردانگی و مروت باش مرا از باطلاق گور به گوری رهایی بخش و او را از خلاب گرفتاری آزاد کن ابراهیم را تازه تربیت می کنم ترا خدا قسم دستیار من باش تا سیم مرد راستین سلسله و ساعد آستین اسلام طایفه شود
رد مظالم و داستان حجه خود و انتقال نعش خود را اعم از حیات و ممات به اعتاب علیه کشته نینوا از سرکار طمع دارم معین و دستیار اوباش و مرا از این چند تشویش آزاد کن سایر آداب وصایای مرا نیز اگر پایمرد و حامی او باشند تا پای علم سبز پاک پیمبر سپاسدار و ستایش گزار خواهم بود من هم در خورد تاب و توان رای اندیش انجام خدمات سرکار خواهم شد چه کنم که به چاکری و بندگی سرکار در چربد بنده خاکسار ابوالحسن یغما
