شمارهٔ ۵۲
ای باد بیا و بوی گلزار بیار دی بلبل مست ناله زار بیار ای سبزه گرت ملک چمن می باید پروانه مطلق ز خط یار بیار
۱۰۰ شعر از ظهیر فاریابی
ای باد بیا و بوی گلزار بیار دی بلبل مست ناله زار بیار ای سبزه گرت ملک چمن می باید پروانه مطلق ز خط یار بیار
کو پر می صافی مروق ساغر کو سر ز می تا خط ازرق ساغر من داد طرب بدادمی در بغداد گر دجله شرابستی و زورق ساغر
هر حلقه زلفت زفن یکدیگر هستند نهان در شکن یکدیگر از بهر ربودن دل و غارت جان کردند زبان در دهن یکدیگر
هر لحظه دلم به جست و جویی دیگر باشد بر عشق ماهرویی دیگر با یار چه خوش فتد برای دل او بر سنگ غمش زند سبویی دیگر
تا چند ازین حبله و زراقی عمر تا چند مرا جرعه دهد ساقی عمر حقا که من از ستیزه جرعه غم چون جرعه به خاک ریزم این باقی عمر