داستان · سوپراستار آخرت
قسمت ۱
به قلمِ سیّد محمّدرضا واقفی طرقی
تو در این دنیا، مثل یک بازیگر توی فیلمی و همش داری به دوربین خیره میشی.
کارگردان پشت صحنه نشسته و دکمۀ ضبط رو زده. نقشت چیه؟ دیالوگهای ساده، یه ژست طبیعی. ولی باور کن، پشت این سادگی، کلی تدارک دیده شده.
هر صبح که چشمات رو باز میکنی، دوربین آمادهست. دیالوگ امروزت چیه؟ لبخند؟ آه؟ فریاد؟ انتخاب با توئه. بقیه موجودات شاید به غذا و خواب فکر کنن، اما تو دائم به دیالوگها و سکانسها فکر میکنی.
هر بار که چشمات به یک لوکیشن جدید باز میشه، صحنه عوض میشه: محل کار، خونه، کافه، خیابون... بعضی وقتها حس میکنی همه چیز تکراریه؛ انگار دیالوگ رو از حفظ میگی و تهش میدونی چی قراره بشه. گاهی وسط فیلم میخوابی ولی دوربین خاموش نمیشه، سکوتت هم ثبت میشه. دلت میخواد کسی فیلمبرداری رو قطع کنه؛ شاید بعضی سکوتها لازم نیست که ضبط بشن.
اما کارگردان باتجربهتر از توئه و میخواد تو بهتر بشی. همه لحظههای قشنگ و حتی اشکات رو توی هاردش ثبت میکنه.
تو میتونی سوپراستار بشی یا یک بازیگر ساده بمونی. انتخاب با توئه! فرق تو با بقیه موجودات اینه که تو دیالوگ داری و میتونی نقشت رو بسازی، امّا اونها فقط واکنش نشون میدن.
ضبط دوباره یعنی هنوز فرصت داری؛ هنوز کارگردان کارت رو قبول نکرده. وقتی دیالوگت رو درست بگی و نقشت رو قشنگ بازی کنی، کارگردان تشویقت میکنه و ضبط تموم میشه، دوربین خاموش میشه، تیتراژ پخش میشه و میتونی به خودت افتخار کنی.
ادامهٔ این اثر ویژهٔ مشترکان است
برای خواندن قسمتهای بعدیِ «سوپراستار آخرت»، مشترک ناهید شو.
قسمت بعدی
قسمت ۲
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.