قسمت ۱

داستان · شهریور

قسمت ۱

به قلمِ فریده زینل زاده

شهریور

پرده توری رقص کنان نسیم خنک رو میاره داخل اتاق. عطر گلهای رز سفید میپیچه تو خونه و با شادی خبر رسیدن شهریور رو میده. شهریور زیبا ..

خنکای اول صبح به یادت میاره پتو رو از کمد بیاری بیرون و صبح با لذت از سرمای اول صبح اونو بکشی روی خودت ...

شهریور با خودش گرمای ظهر و خنکای غروب رو داره .چه حال خوبیه، شهریور یه جور جنبش و فعالیت خاص تو خودش داره، بدو بدو تدارک شروع سال تحصیلی و تدارک خوراکهای زمستونی که استارت اون در شهریورماهه.

شهریور عطر عاشقی میده، اماده میکنه تو رو که پاییزو با عشق بگذرونی. پیش نیاز عاشقی فکر میکنم شهریوره ...

هیجان سفرهای اخر تابستون هم کم نیست، انگار دلت میخواد تا تابستون هست یک کار برای دل خودت انجام بدی.

شهریور شبیه ادمای خاص هست رنگ و عطرش متفاوته و این قشنگش میکنه ...

شهریور یه جورایی بهت یاداوری میکنه عمر زود میگذره، زندگی کن و لذت ببر از هر ذره شادی که دیدی لذت ببر .

دلتو مثل اسمون صاف کن و عشق بورز، زیبایی زندگی، به بخشش و محبته...

خیلی قدیما ، دغدغه روزهای شهریور بیشتر بود. تموم کارای زمستونی تو خونه ها انجام میشد درسته خودش حس و حال خوبی داشت و شب نشینی کنار دیگِ رب و بروبیا همسایه ها باهم، روزای شهریوری نسل قبل رو پر کار میکرد و جذاب.

تو کوچه ها که راه میرفتیم عطر جوشیدن رب همراه دود بلند شده از کنده سوخته کاملا حس میشد.

دبه های خیار شور و گوجه شور کنج تراس چیده میشد تو سایه ، شیشه های ترشی رو پشت پنجره زیر زمین میتونستی ببینی اون منظره ها رفت تو خاطرات ...

از اون روزها خیلی دور شدیم ولی یاد اون لحظه ها شیرین هست ....

این روزا یه صندلی بزار رو به پنجره که بتونی اسمون رو ببینی یه چای داغ و پررنگ بریز واسه خودت بعد بنشین روی صندلی و اجازه بده نسیم خنک پوست تنتو نوازش کنه

از لحظه ی بودن استفاده کن از شهریور لذت ببر...

شهریوری رویایی پیش رویتان

ارادتمند فریده زینل زاده 🙏💝

پایانِ قسمت‌های این اثر

گفت‌وگوی همین قسمت

دیدگاه‌ها دربارهٔ «قسمت ۱»

برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.