قسمت ۱

داستان · دختری از جنس باد

قسمت ۱

به قلمِ فاطمه کریمی

پتو و تا روی چشام کشیدم

و نمیخواستم صدای تینا و که داشت مثل همیشه غر میزد و به خانم سعیدی بد و بیراه میگفت و بشنوم

خانم سعیدی با سخت گیری های زیادش ادعا داشت که همه مادرها همین قدر سخت گیری میکنن

وما که از داشتن مادر و پدر محروم بودیم مجبور بودیم تظاهر کنیم که نرفش و باورکردیم

ولی خیلی هامون میدونستیم چرنده

و پریسا یا ستایش و که تو دبیرستان میدیم که چه مامان های پایه ایی دارن

و هیچ وقت صحبتی از این سخت گیری ها نبود میفهمیدم که خانم سعیدی عقده های خودش و داره سر ما خالی میکنه در قالب مادر ..

معولا اکثر دخترها..... میپذیرفتیم و بخاطر موقعیتمون هیچی نمیگفتیم

وحداقل من اگر جایی نیاز بود رو درو خوده خانم سعیدی یا خانم جهانبخش از خودمون دفاع میکردم یا حقم و میخواستم ولی تیناعادت داشت که اونجا هیچی نگه ولی وقتی وارد خوابگاه میشیم شروع کنه به در و دیوار این اسایشگاه و صاحبینش بد و بیراه گفتن ...

ادامهٔ این اثر ویژهٔ مشترکان است

برای خواندن قسمت‌های بعدیِ «دختری از جنس باد»، مشترک ناهید شو.

قسمت بعدی

قسمت ۲

قفل

گفت‌وگوی همین قسمت

دیدگاه‌ها دربارهٔ «قسمت ۱»

برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.