داستان · قلمورو درست در دستت بگیر
قسمت ۱
به قلمِ فریده زینل زاده
قلمورودرست بگیر در دستت....
زیباترین غزل زندگی خودت باش
تو منحصر بفرد هستی مانند تو کسی نیست .
قلمورو درست بگیر در دستت وزندگانیت را رنگ بزن تو خالق سرگذشت خودت هستی پس زیباترینهارو خلق کن.
ازسرنوشت نگو از تقدیر حرف نزن فقط انچه سهم خودت هست رو ببین وهمون رو زیبا کن این واژه ها برای فرار از واقعیت خلق شدن تو میانبر بزن، از کنارواژه ها رد شو انچه سهم تو هست رو بهترش کن. فکر نکن تنها موجود روی کره زمین هستی که مشکلات احاطه کردن تو را نقش قربانی رابازی نکن خودت در قضاوت قاتل زندگیت شناخته خواهی شد فقط خودت ....
نگاهت به زندگی به روزمرگی به هر انچه میبینی را عوض کن قلمو رو درست بگیر در دستت....
مرتب به اسمون گیر نده چه هوای دلگیری ، همان رنگی است که تو بر اسمان دلت زدی وگرنه اسمون ابری بسیار زیباس چه غروب غم انگیزی مفهوم افکار توهست چرا که غروب یکی ازشاهکارهای طبیعت است .
دست بردار از محکوم کردن مردم از این شهر ناله نکن تغییر بده خودت را ...
شانس من اقبال من سرنوشت من همه توجیه است که خودت رو مقصر ندونی ..
قلمو رو درست نگه دار زاویه دیدت را تغییر بده .
شکوه از این وان نکن خودت همه ای ...تو محصول هر انچه در ذهنت ترسیم کردی هستی وتو همانگونه دیده میشوی که می اندیشی .
این جهان زیبا این اسمون فوق العاده این طبیعت دیدنی حیف است مورد کم لطفی قرار بگیرد وقتی خودت دلگیری به اطرافت رنگ وننگ نزن .
هر روز متولد شو نو بیندیش ومتفاوتر از دیروز رفتار کن .
در جهت ارتقا خودت پیش برو هیچکس مقصر نیست ...
زندگی هدیه ارزشمندیست با بی تفاوتی از آن رد نشو.
نقش تقدیر بدستان تو هست قلمو را درست در دست بگیر وخالق زیباترین زندگی شو...
ارادتمند فریده زینل زاده🙏💝
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.