داستان · علاءالدین نفتی
قسمت ۱
به قلمِ فریده زینل زاده
علاالدین نفتی
پاییز وزمستون چراغ علاالدین همیشه وسط اتاق روشن بود روی اون قابلمه ابگوشت در حال قل قل کردن میرفت تا خوب جابیافته ونهار ظهر خانواده بشه ...
شبای سرد زمستون کتری وقوری روی چراغ دیده میشد نمیدونم اثر جادویی این چراغ بود که همه رو دور خودش جمع میکرد یا کوچک بودن دنیای ادمای اون روزا بود که که از دور همی های ساده دلخوش بودن وراضی ....
از وقتی دنیا شد دهکده جهانی ادما تو اتاق که هیچ تو هتلهای پنج ستاره هم اون همدلی رو ندارن. اون سادگی اون دل خوش اون خنده های از ته دل همه، با چراغ دود شد ورفت هوا انگار ادما که دنیاشون بزرگ شد فاصله هاشون هم بیشتر شد ...
هیچ وقت دوست ندارم حسرت گذشته رو بخورم اما دوس دارم اون لطافت وسادگی رو بازهم تجربه کنم شاید من وهم نسل های من بین دو دنیا گیر کردیم که هنوز با دنیای جدید سازش صد در صد نداریم ورنگ وروی این سبک نو برامون شیرین نیست ....جاذبه هاشو دوس داریم اما ته دلمون شیرینی تجربه اون قدیما غالبتر هست ...
ما تو فضای مجازی میچرخیم اما تجربه شب زنده داریهای قدیم رو بیشتر دوست داریم
از بهترین هایپرها خرید میکنیم امامزه دوغی که از بقالی سر کوچه کیلویی میخریدیم رو بیشتر دوست داریم ...
هر میوه در هر فصل رو میتونیم پیداکنیم امااغلب میگیم مزه قدیم رو نداره ....
نسل ما بین قدیم وجدید نقش پل رو بازی میکنه وکمرش خم شده این بین.....
خاطره ما از اون روزا ،، تو فکر وخیال بچه های این نسل خنده دار وتعجب افرین هست .
بازی تو حیاط های بزرگ با بچه های محل رفت تو قصه ها ...
گاهی کودک درونمون دلش میخواد همپای این نسل بدو بدو بکنه در فضای مجازی و گاهی هم شرم تنیده شده در تار وپودمون مانع اون کودک میشه...خلاصه ما بین بکنم ونکنم خوب وبد باقی موندیم چون به ما یاد دادن نظر بقیه مهمتر هست...
خیلی از ما حتی لباس رنگ دلخواهمون رو نپوشیدیم حتی خنده بلند واز ته دل نکردیم چنان چارچوب های ساخته شده در ذهنمون مارو فشرده که یادمون رفته ما هم خواسته هایی داشتیم خواسته هایی داریم ما هم هستیم ....
ایرادی به نگرش ونوع تربیت نسل خودمون نمیگیرم چون اقتضای اون زمان بوده اما دنیا ناگهان تغییر کرد اونهم خیلی زیاد ...
فاصله ما با دیدگاههای جدید زیاد شد ما مثل خط ممتد تو جاده شدیم نه قدرت رفتن به جلو نه فرصت سبقت گرفتن داریم ....
علاقه ما به قدیما به اون زمون با گفتن یادش بخیر اون روزا تو کلاممون نشون دهنده همین هست نه جایگاه فعلی رو میپذیریم نه گذشته رو رها میکنیم ...
نسل ما خیلی وقتا با خاطراتش سر میکنه ...
گرمای دور همی از حضور دوستان وعزیزانمون در کنارچراغ علاالدین تو کودکی نیمه بیشتر وجودمون رو پر کرده وارامش بخش روزای دلگیر شدنمون در دنیای امروز هست .....
زندگی ساده وبی الایش عاری از دروغ وخودنمایی ومردم فریبی کودکی ما روشکل داد ....
ما نسل تلفن هندلی وارد دنیای تاچ شدیم انگشت اشاره درگیرمون بازمانده همون روزهاست...
مانند ما دیگه تو دنیا دیده نخواهد شد سرعت رشد تکنولوژی برای نسلهای اینده هم این تفاوت رو رقم میزنه به نوعی دیگر .....
تلاش کنیم گرمای اون دور همی های شیرین رو در کافه های مدرن این روزگار حس کنیم...
تلاش کنیم خوشبختیهامونو محافظت کنیم چه در دنیای امروزی چه در خاطرات ....
روزگارتون شیرین
ارادتمند فریده زینل زاده🙏💝
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.