داستان · یک روز من
قسمت ۱
به قلمِ فریده زینل زاده
یک روز من
طلوع خورشید انگار منو صدا میزنه و تا میاد بالای اسمون من هوشیار بیدار میشم اتوماتیک وار کارهای صبحونه و مرتب کردن دور و برم و بعد رفتن برای ورزش. تو این بیدار شدنها و تلاشها گاهی ذهن تنبل و خسته با طناب افکار مزاحم دست و پای منو میبنده و میگه ول کن حالا وقت زیاده برو یه گشتی تو گوشی بزن ...
برداشتن گوشی و هدر دادن زمان کنار هم هستن همیشه... انگار جادو میکنن ذهن منو و ساعتهایی از روز از دست میره....
وقتی درست نگاه میکنم میبینم واقعا ذهنم میتونه منو تا لبه پرتگاه ببره و از اون بالا هل بده تو دره ناامیدی ...
نباید بهش مجال استفاده بدم نباید مشکلاتم را رو کنم ذهن خلاق میادو اونا رو بزرگ نمایی میکنه و باز این من هستم که باید کوهی از مشکلاتو همراه خودم ببرم .
پس میام اون نقطه های خوشرنگ روزم رو پر رنگ میکنم اینطور رنگ مشکلات تو سرم کمرنگ میشه انگار پشت لایه هایی قرار میگیره واز دسترسی دور میشه اون موقع میتونم یک انسان ارومتر و شاکر تر باشم چون فقط رنگهای شاد جلو دید من هستن اصلا باید ذهنمو تربیت کنم .
از خونه که زدم بیرون به هر انچه از رنگهای شاد زندگیم هست فکر کنم کوچه تمیز و صدای جنب و جوش زندگی خودش از خوشبختی هاست. وقتی سر چهارراه بوق زد راننده ، صبوری کنم با دوتا بوق دیگه جو رو ناآروم نکنم .به پسرک سر چهارراه که پرید و شیشه شور بدست رو شیشه ماشینم اب ریخت لبخند بزنم شاید تمام روز فقط غرولند شنیده از راننده ها شاید اون هم نور امید در دلش جوونه بزنه ...
زندگی ما ادما مثل بازی دومینو هست هر پالسی بفرستیم نفرات بعدی هم همونو منتقل میکنن...تاثیراین افکار ورفتار تو جامعه پخش میشه ....
هر روز بیشتر شکوه کنیم درد و مشکلات بیشتر میشن هر بار شکر کنیم نعمتها فراوون تر میشن این قانون زندگیه ..
هر روز میام و امید و لبخند رو تو سبد میزارم با خودم همراه میکنم در عوض تکه های شکسته دلمو زیر خاک دفن میکنم یک دل تازه بدون شکستگی از خدا قرض میگیرم وبعد باز به راهم ادامه میدم با خودم تکرار نمیکنم لحظات تلخو در عوض کوچکترین رضایت و شادی رو بزرگ کرده وجلو چشام میزارم...
این سبک تفکر انتخاب من هست این سبک کمک میکنه
از جاده پر سنگلاخ زندگی عبور کنم انرژیمو نگه دارم وبه اطرافیانم امید بدم
لحظات تلخ لحظات ناامیدی در زندگی من هم تاخت و تاز میکنن اما تلاش میکنم روی خوش زندگی رو نگاه کنم انقدر به افق با امید نگاه میکنم تا از انوار خدایی سهمی به من برسد .
نگاه و تفکر ادمی روزگارش را شکل میدهد
زندگی کم دشوار نیست از سبد امروزت دانه های رنگی را بردار ان وقت سیاهی ها محو خواهند شد دلخوش باش به شادیهای کوچک وبزرگ ببین سرمایه سلامتیت را ....
روزگارتون پر از دونه های رنگی
ارادتمند فریده زینل زاده 🙏💝
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.