بخش ۲۴ - دربیان آمدن جناب محمد حنفیه به خدمت امام
الهامی کرمانشاهیبیامد به نزد شه راستین
محمد گزین پور ضر غام دین
چو آمد به نزدیک فرخنده شاه
توگفتی قرین شد به خورشید ماه
دو تا کرد بالا و بوسید خاک
کشید از درون ناله ی دردناک
که ای چون پدر برتر ازهر چه هست
زبر دست شاهان تو را زیر دست
بفرما که عزم کجا می کنی
ازاین مرز دوری چرا می کنی
چنین دانم ای شه که جویی فراق
ازاین پاک تربت به سوی عراق
بدانجا مرو سوی بطحا شتاب
که انجاست کارتو با چاه و آب
درآنجا درنگ ار نبودت به کام
سبک سوی مرز یمن کن خرام
که اهل یمن دوستار تواند
به فرماندهی خواستار تواند
درآنجا درنگ ار نبودت به کام
سبک سوی مرز یمن کن خرام
که اهل یمن دوستار تواند
