بخش ۱ - در توحید حضرت باری تعالی – عز اسمه و عظم سلطانه –گوید
به نام خداوند بینش طراز جهانداور آفرینش طراز که نامش بود زیور نامه ها سخن را بدو گرم هنگامه ها فلک را فرازنده ی بارگاه زمین را طرازنده ی کارگاه خداوند روزی ده مهربان که کودک به نام
۱۲۷ شعر از الهامی کرمانشاهی
به نام خداوند بینش طراز جهانداور آفرینش طراز که نامش بود زیور نامه ها سخن را بدو گرم هنگامه ها فلک را فرازنده ی بارگاه زمین را طرازنده ی کارگاه خداوند روزی ده مهربان که کودک به نام
به ماهی سیه بردم شب و روز رنج به گوهر برآکندم این طرفه گنج بدان شیوه ی نو که خود خواستم من این نامور نامه آراستم ازیدون همی تا گه باستان بدینسان نپرداخت کس داستان چو پروانه زاندیشه
چو کارفریضه بپرداختند هم اندر زمان ساز ره ساختند به همراهشان حر روشن روان عنان برعنان با سپه شدروان به نیمه ره از کوفه مردی سوار بیامد برحر فرخ تبار یکی نامه دادش زابن زیاد سراسر پ
دو لشگر چو دیدند او رازدور که تازد همی سوی ایشان ستور سوی او همه دیده بگماشتند عنان های اسبان نگه داشتند چو آمد نیاورد شه را درود به حر پوزش آورد و اورا ستود بدادش یکی نامه پس آن س