بخش ۱۴
جامیسرخ زنبوری بر مگس عسل زور آورد تا وی را طعمه خود سازد به زاری در آمد که با وجود این همه شهد و عسل مرا چه قدر و محل که آن را بگذاری و به من رغبت آری زنبور گفت اگر آن شهد است تو شهد را کانی و اگر آن عسل تو سرچشمه آنی
ای خوش آن مرد حقیقت که ز پیغام و سلام
رو بتابد به سوی مایده وصل رود
اصل چون روی نماید ز پس پرده فرع
فرع را باز گذارد به سر اصل رود
