(۱۳) مناجات آن بزرگ با حق تعالی
عطار نیشابوریسحرگاهی بزرگی در مناجات
زبان بگشاد وگفت ای قایم الذات
من از تو راضیم هم روز و هم شب
تو از من نیز راضی باش یا رب
چنین گفت او که آوازی شنیدم
که در دعوی ترا کذاب دیدم
اگر خود بودیی راضی ز ما تو
زما کی جستیی هرگز رضا تو
اگر راضی شدی از ما تو مجنون
رضای ما چرا جستی تو اکنون
کسی کو در رضا عین کمالست
چو راضیست او رضا جستن محالست
اگر تو راضیی از ما چه جویی
وگرنه خویش را راضی چه گویی
رضا ده صبر کن بنشین و مخروش
چه سودا می پزی مستیز و کم جوش
زمانی در تمنای محالی
زمانی در جوال صد خیالی
سخن می نشنوی یک ذره آخر
که گشتی از محالی غره آخر
