شمارهٔ ۱۰
عطار نیشابوریچندان که به جهد اسب جان میرانم
چون مینگرم هنوز در زندانم
از بس که زدم آه ز درد دل ریش
بیم است که با آه برآید جانم
چندان که به جهد اسب جان میرانم
چون مینگرم هنوز در زندانم
از بس که زدم آه ز درد دل ریش
بیم است که با آه برآید جانم