بخش ۳۸
عمان سامانیدر بیان وارد شدن آن سر حلقه ی مستان و مقتدای حق پرستان از راه مجاهده بعالم مشاهده و از دروازه ی فناء فی الله در شهرستان بقاء بالله بمصداق العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة و شرح شرفیابی زعفرجنی به قصد یاری و عزم جانسپاری خدمت آن بزرگوار و با حالت محرومی مراجعت کردن
ساقی ای قربان چشم مست تو
چند چشم میکشان بر دست تو
درفکن ز آن آب عشرت را به جام
بیش ازین مپسند ما را تشنه کام
تا کی آخر راز مادر پرده در
ساغری ده ز آن شراب پرده در
تابرآرند این گدایان سلوک
پای کوبان نعره ی این الملوک
خاک بر فرق تن خاکی کنند
جای در آتش ز بیباکی کنند
دست بر شیدایی از مستی زنند
پا ز مستی بر سر هستی زنند
