رباعی شمارهٔ ۵۷۵
ای سبزی سبزه بهاران از تو وی سرخی روی گلعذاران از تو آه دل و اشک بی قراران از تو فریاد که باد از تو و باران از تو
بسیاری از رباعیات و اشعار منتسب به ابوسعید در واقع از آن شاعران دیگر است. فرزندان ابوسعید در کتابهای «حالات و سخنان ابوسعید» و «اسرار التوحید» گفتهاند که جدشان جز سه بیت، شعری نگفته و آنچه در مجالس میخوانده، گفتار پیرانش بوده است.
۷۲۴ شعر از ابوسعید ابوالخیر
ای سبزی سبزه بهاران از تو وی سرخی روی گلعذاران از تو آه دل و اشک بی قراران از تو فریاد که باد از تو و باران از تو
ای رونق کیش بت پرستان از تو وی غارت دین صد مسلمان از تو کفر از من و عشق از من و زنار از من دل از تو و دین از تو و ایمان از تو
ابریست که خون دیده بارد غم تو زهریست که تریاق ندارد غم تو در هر نفسی هزار محنت زده را بی دل کند و ز دین برآرد غم تو
از دیده سنگ خون چکاند غم تو بیگانه و آشنا نداند غم تو دم درکشم و غمت همه نوش کنم تا از پس من به کس نماند غم تو