رباعی شمارهٔ ۳۱۵
ای عشق به درد تو سری می باید صید تو ز من قوی تری می باید من مرغ به یک شعله کبابم بگذار که این آتش را سمندری می باید
بسیاری از رباعیات و اشعار منتسب به ابوسعید در واقع از آن شاعران دیگر است. فرزندان ابوسعید در کتابهای «حالات و سخنان ابوسعید» و «اسرار التوحید» گفتهاند که جدشان جز سه بیت، شعری نگفته و آنچه در مجالس میخوانده، گفتار پیرانش بوده است.
۷۲۴ شعر از ابوسعید ابوالخیر
ای عشق به درد تو سری می باید صید تو ز من قوی تری می باید من مرغ به یک شعله کبابم بگذار که این آتش را سمندری می باید
آسان گل باغ مدعا نتوان چید بی سرزنش خار جفا نتوان چید بشکفته گل مراد بر شاخ امید تا سر ننهی به زیر پا نتوان چید
جانم به لب از لعل خموش تو رسید از لعل خموش باده نوش تو رسید گوش تو شنیده ام که دردی دارد درد دل من مگر به گوش تو رسید
گلزار وفا ز خار من می روید اخلاص ز رهگذار من می روید در فکر تو دوش سر به زانو بودم امروز گل از کنار من می روید