رباعی شمارهٔ ۳۵۹
در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس با این همه حال و در چنین تنگدلی جا کرده محبت تو چندان که مپرس
بسیاری از رباعیات و اشعار منتسب به ابوسعید در واقع از آن شاعران دیگر است. فرزندان ابوسعید در کتابهای «حالات و سخنان ابوسعید» و «اسرار التوحید» گفتهاند که جدشان جز سه بیت، شعری نگفته و آنچه در مجالس میخوانده، گفتار پیرانش بوده است.
۷۲۴ شعر از ابوسعید ابوالخیر
در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس با این همه حال و در چنین تنگدلی جا کرده محبت تو چندان که مپرس
ای آینه حسن تو در صورت زیب گرداب هزار کشتی صبر و شکیب هر آینه ای که غیر حسن تو بود خواند خردش سراب صحرای فریب
ای شوق تو در مذاق چندان که مپرس جان را به تو اشتیاق چندان که مپرس آن دست که داشتم به دامان وصال بر سر زدم از فراق چندان که مپرس
شاها ز دعای مرد آگاه بترس وز سوز دل و آه سحرگاه بترس بر لشکر و بر سپاه خود غره مشو از آمدن سیل به ناگاه بترس