بخش ۱ - دیباچه
حمد بیحد و ثنای نامحدود و شکر بیعد و سپاس نامعدود سزاوار صانعیست که بیک امر کن نسخه دو کون بپرداخت و درود و تحیات نامیات سیدی را که بیک انگشت معجز نما قرص قمر دو پاره ساخت و سلام ص
۲۶ شعر از اهلی شیرازی
حمد بیحد و ثنای نامحدود و شکر بیعد و سپاس نامعدود سزاوار صانعیست که بیک امر کن نسخه دو کون بپرداخت و درود و تحیات نامیات سیدی را که بیک انگشت معجز نما قرص قمر دو پاره ساخت و سلام ص
ساقی از آن مشربه یاقوت ده قوتم از مرتبه یاقوت ده یا رهد این دل تن وی از سراب یا رود از مستی می بر سر آب یکشب از آنجا که در انجام حال شد ره بیگانه در آنجا محال دل که در آن دجله خون
ساقی از اغیار در امشب ببند رخنه آزار در امشب ببند امشب از آن ساغر می مایه بخش کش برد از تو دل بیمایه بخش سر حق از محفل مستان طلب نزدل شیخ از دل دست آن طلب صد محلش پرده وز آن صد محا
قافیه سنجان همه عیسی دمند وز دم خود جان پی احیا دمند طایر فرخنده معنی پرند جانب عرش از پر دعوی پرند پیشرو و از لشگر و پس تاخته تیغ ببالا و بپست آخته کاتبی آویخت دو محکم کمان کامده
ساقی از آن جوهر آرام سوز کافکند اندر سر آرام سوز آتش دل خاسته فریاد رس هم ز تو دل خواسته فریاد رس داد کزین ساقی دوران ما درد شد از باقی دور آن ما با همه او را شکر آبی بود با شه کوث