قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی
جشن عید اندرین همایون جای که بهشتی است در جهان خدای فرخ و خرم و همایون باد بر خداوند این همایون جای مجد دین بوالحسن که طیره کند چرخ و خورشید را به قدر و به رای آنکه با عدل او نمی گ
۲۰۸ شعر از انوری ابیوردی
جشن عید اندرین همایون جای که بهشتی است در جهان خدای فرخ و خرم و همایون باد بر خداوند این همایون جای مجد دین بوالحسن که طیره کند چرخ و خورشید را به قدر و به رای آنکه با عدل او نمی گ
ای قبله کوی خاکی و آبی وی فخر همه قبیله آبی ای یافته هرچه جسته از گیتی جز مثل که این یکی نمی یابی اجرام ز رشک پایه قدرت پوشیده لباسهای سیمابی عدل تو ز روی خاصیت کرده با آتش فتنه سا
ای برادر بشنوی رمزی ز شعر و شاعری تا ز ما مشتی گداکس را به مردم نشمری دان که از کناس ناکس در ممالک چاره نیست حاش لله تا نداری این سخن را سرسری زانکه گر حاجت فتد تا فضله ای را کم کن
ای چو عقل اول از آلایش نقصان بری چون سپهرت بر جهان از بدو فطرت برتری مسند تست آن کزو عالی نسب شد کبریا پایه تست آن کزو ثابت قدم شد مهتری سایه و خورشید نتوانند پیمودن تمام گر ز جاه