شمارهٔ ۱ - دیدم صنمی
دیدم صنمی سروقد و روی چو ماهی یا به اختصار دیدم صنمی نخستین تصنیف عارف قزوینی است که سال ۱۳۱۵ ه ق در دستگاه شور ساخته شد عارف قزوینی دیدم صنمی را در هجده سالگی قبل از آمدن به تهران
۳۶ شعر از عارف قزوینی
دیدم صنمی سروقد و روی چو ماهی یا به اختصار دیدم صنمی نخستین تصنیف عارف قزوینی است که سال ۱۳۱۵ ه ق در دستگاه شور ساخته شد عارف قزوینی دیدم صنمی را در هجده سالگی قبل از آمدن به تهران
عارف قزوینی در دیوان خود و در مقدمه ای بر این تصنیف آورده است این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده است به واسطه عشقی که حیدرخان عمواوغلی بدان داشت میل دارم این
عارف در دیوانش می نویسد که این تصنیف را پنج-شش ماه پس از تصنیف شوستر که آن را زمستان سال ۱۳۲۹ هق سروده با یک حالت یأس و ناامیدی ساخته است باد فرح بخش بهاری وزید پیرهن عصمت گل بردری
بلبل شوریده فغان می کند شکوه ز آشوب جهان می کند دامن گل گشته ز دستش رها ناله و فریاد و امان می کند باد خزان پیرهن گل درید دامن گل شد ز نظر ناپدید سرو چو یعقوب از این غم خمید غصه قد
عارف قزوینی گریه را به مستی را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایب السلطنه احمدشاه بود سال ۱۳۲۸ هق تصنیف کرده است گریه را به مستی بهانه کردم شکوه ها ز دست زمانه کردم