بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
به توفیق خدای صانع پاک که دانش می دهد بر ملک و افلاک ز بلبل نامه بیتی چند گویم چو آب رفته باز آمد به جویم قلم برگیر و راز دل عیان کن سرآغازش به نام غیب دان کن خداوندی که جز وی کس ن
۳۸ شعر از عطار نیشابوری
به توفیق خدای صانع پاک که دانش می دهد بر ملک و افلاک ز بلبل نامه بیتی چند گویم چو آب رفته باز آمد به جویم قلم برگیر و راز دل عیان کن سرآغازش به نام غیب دان کن خداوندی که جز وی کس ن
به بلبل گفت بشنو تا چه گویم حدیثی خوش گذشته باز جویم جوانان گر ببوسند دست پیران به پیری پای بوسندش امیران چو می نامد به صد لطف و به صد ناز چو ترکان یا ز تندی کرد آغاز بزد چنگال و ا
بدو گفت ای تو هم نیش و توهم نوش بمن رسوای عالم پرده درپوش چو کردی لطف و بنمودی بزرگی چو شیران رحم کن بگذر ز گرگی مرا بگذار تا بهر سلیمان بسازم تحفه مدح از دل و جان که شرط مرد دانا
چو می رفتند بر بالای کهسار نسیم صبحدم آمد به گلزار به دامانش بزد بلبل به دستان ز بهر دلستان آن هر دو دستان نسیم صبحدم را گفت برخیز برو در دامن معشوقم آویز بگو با من ترا آرام چونست