بخش ۱ - المقالة الرابعة و الثلثون
عطار نیشابوریسالک دل مرده درمان طلب
پیش روح الله آمد جان به لب
گفت ای روح مجرد ذات تو
زندگی در زندگی آیات تو
تا ابد فتح و فتوح مطلقی
از قدم تا فرق روح مطلقی
پرتو خورشید عکس جان تست
آب حیوان دست شویی زآن تست
ای ورای جسم وجوهر جای تو
در طهارت نیست کس بالای تو
چون دم رحمن مسلم آمدت
مهر همبر صبح همدم آمدت
صبغة الله از درون می آوری
وز خم وحدت برون می آوری
صبغةالله را بخود ره داده ای
زآنکه ابرص نور اکمه داده ای
گرچه رنگت را رکوعی بایدم
برنخواهم گشت بویی بایدم
عالم جانی تو جانی ده مرا
گر سگی ام استخوانی ده مرا
من بسوزم ز آرزوی زندگی
چون تو داری زندگی وبندگی
