بخش ۲۷ - الحکایت المفاتیح القلوب
عطار نیشابورییک صحابه بود در عهد رسول
درد و سوزی داشت آن صاحب قبول
دایما با درد بود آن مرد کار
درد دین را کرده بود او اختیار
دایما در راه حق گریان بدی
هم ز درد دین چنین بریان بدی
روز و شب بنشسته بود آن مستمند
دایما اندوهگین و دردمند
گاه او را درد پا گه درد سر
گاه درد سینه و گاهی کمر
او به ظاهر دایما با درد بود
پا و سر اعضای او پر درد بود
درد معنی در دل او کار کرد
جان و دل در راه حق ایثار کرد
درد دین را بود او مردانه ای
هم ز درد دین خود فرزانه ای
آشکارا بود درد آن ولی
بود محبوب رسول هاشمی
