رباعی شمارهٔ ۱
قاضی پسرش در رمضان خورد شراب وآنگه به لواط کرد بیچاره شتاب ای زمره اسلام بگویید جواب کافر به اگر چنین مسلمان خراب
۱۰۰ شعر از ابن حسام خوسفی
قاضی پسرش در رمضان خورد شراب وآنگه به لواط کرد بیچاره شتاب ای زمره اسلام بگویید جواب کافر به اگر چنین مسلمان خراب
فریاد که آن یار پسندیده برفت ناکرده وداع ما و نادیده برفت دل را به که آرام دهم مسکین من کآرام دل و روشنی دیده برفت
ای روشنی دیده بینا که تویی گویایی نطق های گویا که تویی آنجا که تویی محل قرب است ولیک مارا چه محل رسیدن آنجا که تویی
زادی که ره دراز می باید رفت با روزه و با نماز می باید رفت ترکیب تو چون ز خاک پرداخته اند ای خال به خاک باز می باید رفت
دایم ز ولایت ولی خواهم گفت چون روح قدس نادعلی خواهم گفت تا رفع شود غمی که برجان منست کل هم سینجلی خواهم گفت