بخش ۹۰ - گفتگوی پور مرجانه با بردار رضاعی امام(ع)عبدالله یقطر و شهادت آن بزرگوار
الهامی کرمانشاهیبپیچید برخود کژدم زده
ویا همچو مار سرو دم زده
بگفتش چرا خوردی آن نامه را
گرفتی به خود سخت هنگامه را
بگفتاش خوردم که تا راز اوی
نهان ماند ازچون تو ناپاکخوی
بدو گفت دشمن که نام تو چیست
دیارت کدام و نژادت ز کیست
به پاسخ بگفت آن سپهر یلی
منم مردی ازدوستان علی
بگفتا خداوند آن نامه کیست
به کوفه فرستادنش بهر چیست
بدو گفت عبدالله نامدار
که آن درج پر گوهر شاهوار
بد از زاده ی شهسوار براق
به سوی بزرگان مرز عراق
