بخش ۱ - جمهوری سوار،تفصیل جناب جمبول
مثنوی سیاسی یا داستان کاکا عابدین و یاسی در صفحه اول روزنامه قرن بیستم آخرین شماره کاریکاتور مردی خرسوار را نشان می دهد که خود را به پای خم رسانیده و مشغول تناول شیره است و در کنار
۶ شعر از میرزاده عشقی
مثنوی سیاسی یا داستان کاکا عابدین و یاسی در صفحه اول روزنامه قرن بیستم آخرین شماره کاریکاتور مردی خرسوار را نشان می دهد که خود را به پای خم رسانیده و مشغول تناول شیره است و در کنار
در صفحه چهارم روزنامه قرن بیستم که این ابیات چاپ شده تصویر مرد مسلح و غضب آلودی را به نام مظهر جمهوری کشیده اند که در دست راست تفنگ و در دست چپ سکه نقره پول دارد بالای سرش سایه جمب
در صفحه پنجم آخرین شماره قرن بیستم عکس تابوتی را نشان می دهد که عده ای از آن مشایعت می نمایند مرغان لاشخور سر تابوت در پروازند و پایین عکس چنین نوشته شده جنازه مرحوم جمهوری قلابی س
چه ذلت ها کشید این ملت زار دریغ از راه دور و رنج بسیار ترقی اندر این کشور محال است که در این مملکت قحط الرجال است خرابی از جنوب و از شمال است بر این مخلوق آزادی وبال است نباید پرده
جان پسر گوش به هر خر مکن بشنو و باور مکن تجربه باز مکرر مکن بشنو و باور مکن مملکت ما شده امن و امان از همدان تا طبس و سیستان مشهد و تبریز و ری و اصفهان ششتر و کرمانشه و مازندران ام
دست اجنبی چون کرد کشور عجم ویران تخم لق شکست آخر در دهان این و آن گفت فکر جمهوری هست قند هندستان هاتفی ز غیب خوش گرفت عیب جمهوری نقل پشکل است این بسیار قشنگ و خوشگل است این تا تهیه