شمارهٔ ۵ - خرنامه
میرزاده عشقیدردا و حسرتا که جهان شد به کام خر
زد چرخ سفله سکه دولت به نام خر
خر سرور ار نباشد پس هر خر از چه روی
گردد همی ز روی ارادت غلام خر
افکنده است سایه هما بر سر خران
افتاده است طایر دولت به دام خر
خر بنده خران شد آزادگان دهر
پهلو زن است چرخ به این احتشام خر
خرها تمام محترمند اندرین دیار
باید نمود از دل و جان احترام خر
خرها وکیل ملت و ارکان دولتند
بنگر که بر چه پایه رسیده مقام خر
شد دایمی ریاست خرها به ملک ما
ثبت است بر جریده عالم دوام خر
هنگامه ای به پاست به هر کنج مملکت
از فتنه خواص پلید و عوام خر
آگاه از سیاست کابینه کس نشد
نبود عجب که نیست معین مرام خر
روزی که جلسه وزرا منعقد شود
دربار چون طویله شود ز ازدحام خر
