شمارهٔ ۱۴۵
فیض کاشانیای قصه بهشت ز کویت حکایتی
شرح نعیم خلد ز وصلت روایتی
علم خضر ز بحر علومت نشانه ای
آب حیات معرفتت را کنایتی
انفاس عیسی از نفست بود شمه ای
تعمیر عمر نوح تو را بود آیتی
کی عطر سای مجلس روحانیان شدی
گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی
هر پاره از دل من و از غصه قصه ای
هر سطری از خصال تو وز رحمت آیتی
تا چند ای امام بسوزیم در فراق
آخر زمان هجر شما را نهایتی
در آرزوی خاک درش سوختیم ما
یادآور ای صبا که نکردی حمایتی
ای فیض عمر رفت و ندیدی امام را
صد مایه داشتی و نکردی کفایتی
