غزل شمارهٔ ۹۶۰
هیچیم ما بخویش و نمودار ما تویی ما صورتیم و معنی هشیار ما تویی هم گوش و هم سماع تویی در سرو دماغ هم چشم ما تو معنی دیدار ما تویی هم تو زبان بیان تو تنطق تو میکنی هم در دهان زبان تو...

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب میشده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و حکمت و اخلاق دارد که مهمترین آنها عبارتند از: ابواب الجنان، تفسیر صافی، تفسیر اصفی، کتاب وافی (در شرح کافی)، شافی، مفاتیح الشرایع، اسرارالصلوة، علم الیقین در اصول دین، تشریح (در هیئت) سفینة النجاه، شرح صحیفه سجادیه، ترجمة الصلوه (به فارسی)، ترجمهٔ طهارت (به فارسی)، ترجمهٔ عقاید (به فارسی)، فهرست علوم و دیوان اشعار. اشعار فیض بالغ بر سیزده هزار بیت است. وی درسال ۱۰۹۰هجری قمری درگذشت و در کاشان به خاک سپرده شد.
هیچیم ما بخویش و نمودار ما تویی ما صورتیم و معنی هشیار ما تویی هم گوش و هم سماع تویی در سرو دماغ هم چشم ما تو معنی دیدار ما تویی هم تو زبان بیان تو تنطق تو میکنی هم در دهان زبان تو...
ای بجهان نهان چو جان روشنی جهان تویی از همه دیدها نهان در همه جا عیان تویی آنکه ز جای میبرد هر نفس این دل مرا میکشدش بهر طرف در پی این و آن تویی آنکه چو عزم میکنم کز پی مقصدی روم م...
سبزه خط تو دیدن چه خوش است در بهار تو چریدن چه خوش است در جمالت نگرستن چه نکوست گل ز گلزار تو چیدن چه خوش است از دهان تو گرفتن کامی شکر از تنگ کشیدن چه خوش است جای در سایه زلفت کرد...
سوی تو بی تاب دویدن خوش است برقع از آن روی کشیدن خوش است می ز دهان تو کشیدن نکوست جان ز لبان تو مکیدن خوش است در هوس بوسه لعل لبت جان به لب کام رسیدن خوش است گوشه ابروی تو آن ماه ن...
من و هزار گدا همچو من بنزد تو هیچست گدا چه پادشهان زمن بنزد تو هیچست کجا رسند بحسن تو دلبران خطایی بتان چین و خطا و ختن بنزد تو هیچست ندیده روی تو ورنه به بت کجا نگرستی نکوترین بتی...
ارواح در ازل به سراپرده بقا بودند متحد همه بر ذروه علا این جان ما که هست در این خاکدان غریب آسوده بود در حرم پاک کبریا آزاده بود از پس و پیش زمان و وقت فارغ ز احتجاب حضور مکان و ج...
سماء و ارض و ملایک نجوم و شمس و قمر سباع و وحش و بهایم طیور و جن و بشر نبود مقصد اقصی ز آفرینش کل مگر وجود یکی بنده خجسته گهر که بندگی کند او از ره شناسایی نه بر امید بهشت و نه بیم...
مژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست جان به استقبالش آمد آنکه جان مأوای اوست مژدگانی ده قدومش را که اینک میرسد آنکه جان مست شراب عشق روح افزای اوست مژدگانی ده دلا کاینک رسید اینک...
بسم الله الرحمن الرحیم منت خدای را عزوجل که نخست خلیفه به جهت خلق تعیین فرمود پس خلق خلیفه نمود وجود امام معصوم را نبیا کان او وصیا سبب بود آسمان و زمین ساخت و هستی او را ظاهرا کان...
مأیوس شد ز آدم و شد سوی زوجه اش هم در دهان حیه و هم از ره دغا گفتا حلال گشت درختی که بد حرام از حسن طاعتی که نمودید با خدا خواهی که بر تو کشف شود سر این سخن رو نزد آن درخت بخور زا...
پس از جناب قدس رسیدش بشارتی کاندر بهشت باش تو و زوجه هر دو تا ساکن شوید فارغ و آزاد در بهشت بی حر و بی برودت بی جوع و بی ظماء در امن و در امان رغدا دایم الأکل شد بر شما مباح کلا ...
آمد ندا که ما به تو گفتیم پیش از این حرفی که میشود همه دردی بدان دوا هرگه مصیبتی دهدت روی یا غمی در دفع آن بجوی توسل به مصطفا نام محمد و علی و اهلبیت را کن ذکر در دعا و بدیشان کن ...