شمارهٔ ۵۴
سال ها دل طلب وصل تو از ما می کرد به دعا دست برآورده خدایا می کرد گر که بودم بر او یافتمی راه سخن تا کی اسرار نهان جمله هویدا می کرد هاتفی گفت اگر قابل آن می بودی حق تعالی به ...

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب میشده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و حکمت و اخلاق دارد که مهمترین آنها عبارتند از: ابواب الجنان، تفسیر صافی، تفسیر اصفی، کتاب وافی (در شرح کافی)، شافی، مفاتیح الشرایع، اسرارالصلوة، علم الیقین در اصول دین، تشریح (در هیئت) سفینة النجاه، شرح صحیفه سجادیه، ترجمة الصلوه (به فارسی)، ترجمهٔ طهارت (به فارسی)، ترجمهٔ عقاید (به فارسی)، فهرست علوم و دیوان اشعار. اشعار فیض بالغ بر سیزده هزار بیت است. وی درسال ۱۰۹۰هجری قمری درگذشت و در کاشان به خاک سپرده شد.
سال ها دل طلب وصل تو از ما می کرد به دعا دست برآورده خدایا می کرد گر که بودم بر او یافتمی راه سخن تا کی اسرار نهان جمله هویدا می کرد هاتفی گفت اگر قابل آن می بودی حق تعالی به ...
پیشتر زانکه خدا خشت و گل آدم زد نور پیغمبر و آلش ز تجلی دم زد کرد تسبیح و ملک از دم او گویا شد نعره نحن نسبح زد و بر آدم زد آدم از پرتو آن نور شناسا شد و گفت سد اسما به ملک طنطنه ا...
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه شیعه نمایان پی کاری گیرند هان مکن دعوی ایمان و تشیع فاسق زانکه رسوا شوی آن دم که عیاری گیرند مهر پیغمبر و آلش به زبان ناید راست پای تا سر همه...
کی باشد آن که مهدی ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند کار ما ز قدومش نکو شود آری شود ولیک به خون جگر شود ای خوش دمی که در قدم او بود سرم از دست غم خلاص من آن د...
جان بیلقای مهدی ذوقی چنان ندارد وانکس که این ندارد حقا که آن ندارد ذوقی چنان ندارد بیخدمتش عبادت بیخدمتش عبادت ذوقی چنان ندارد با هیچ کس نشانی از حضرتش ندیدم یا کس خبر نبخشد یا ...
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند یک دم چه میشود که ز ما یاد آورند آنان که پنج وقت به او اقتدا کنند پنهان ز دشمنان چه شود گر رهم دهند خیر نهان کسان ...
به خدا اگر به فیضت اثری رسد ز فیضت گذرد ز آسمان ها بدرد حجاب ها را صبا به لطف بگو ختم آل طاها را که فرقت تو به زاری بسوخت دل ها را قرار خاطر ما هم تو می توانی شد که سر به کوه و بی...
بخت از قدوم دوست نشانم نمی دهد دولت خبر ز راز نهانم نمی دهد جان می دهم برای لقایش به صدق دل اینم نمی ستاند و آنم نمی دهد مردم ز اشتیاق در این پرده راه نیست یا هست پرده دار نش...
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد بسوختیم در این آرزوی خام و نشد هزار حیله برانگیختیم تا شاید بریم ره به سراپرده امام و نشد به معرفت نرسی تا به وصل او نرسی که من به خویش نمودم صد ...
نفس برآید و مقصود بر نمی آید فغان که بخت من از خواب بر نمی آید کسی ز مهدی هادی نشان نمی بخشد به سوی ما ز خیالش خبر نمی آید به آب دیده شب و روز تربیت کردم نهال گلبن شوقش به بر ن...
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود دوست را چاره به جز مرهم رحمت نبود خیره آن دیده که گریان نبود در غم تو تیره آن دل که در او شمع محبت نبود دولت از مهدی هادی طلب و سایه او هر که را عد...
شوقت نه سرسریست که از سر به در شود مهرت نه عارضی است که جای دگر شود شوق تو در ضمیرم و مهر تو در دلم نوعی نیامده است که با جان به در شود دردیست درد هجرت تو کاندر علاج آن هرچند سعی ب...
لاف محبت او بر قدسیان توان زد از سوز شوقش آتش در انس و جان توان زد بر آستان مهدی گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد گر دولت وصالش خواهد دری گشادن سرها بدین تخیل بر آس...
بود آیا که در وصل شما بگشایند گره از کار فروبسته ما بگشایند اگر از خوف ستمهای اعادی بـستند دارم امید که از بهر خدا بگشایند به صفای دل صاحب قدمان در مذهب بس در بسته به مفتاح دعا بگ...
صاحب الامر مگر باز گذاری بکند راه بنماید و با عدل قراری بکند در غمش هر در و لعلی که دلم داشت بریخت مگر از گریه شادیش نثاری بکند دوش گفتم بکند وعده وفا قایم حق هاتف غیب ندا داد که آ...
مهدی چو به عدل دست گیرد بازار ستم شکست گیرد چون رایت حق بلند گردد باطل همه راه پست گیرد علم و تقوی چون کمال یابد جهل و عدوان شکست گیرد این هست و شان شوند فانی زان نیست نما چو هست گ...
گفتم کیم به طلعت تو شادمان کنند گفت آن زمان که وقت شود فکر آن کنند گفتم که چیست سر نهان بودن شما گفت این حکایتی است که با نکتهدان کنند گفتم که جان دهند و رضای شما خرند گفتا در این...
مژده آمدنت داد صبا دوران را رونق عهد شبابست دگر ایمان را ای صبا گر به مقیمان درش بازرسی برسان بندگی و خدمت مشتاقان را گر به منزلگه آن نایب حق ره یابم خاک روب در آن خانه کنم مژگان ...
دوش از جناب مهدی پیک بشارت آمد کز حضرت الهی عشرت اشارت آمد یعنی حضور باشد جسم زمانه را کام ویرانه جهان را وقت عمارت آمد این شرح بینهایت کز وصف ما شنیدی حرفی است از هزاران کاندر عب...
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند پیام مهدی هادی رسید خوش باشید که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند شب فراق بسازید با ستمکاران که این معامله تا صب...
مژده ای دل که مسیحانفسی می آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید از غم هجر مکن ناله و فریاد که من زده ام فالی و فریادرسی می آید کس ندانست که منزلگه آن دوست کجاست این قدر هست که با...
بیا که رایت آن نایب آله رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فریاد دادخواه رسید سپهر دور خوش اکنون زند که ماه آمد جهان به کام دل اکنون...
بهر مهر تو به فردوس براتم دادند وز جهنم به ولای تو نجاتم دادند در شب هجر تو بودم چو خضر در ظلمات تا که از چشمه شوق آب حیاتم دادند سرخوش از دوستی آل پیمبر گشتم باده از جام تجلی صفات...
درخت مهر اهل البیت نور دل به بار آرد نهال بغض ایشان رنج های بی شمار آرد مشو غافل ز جاه سروری وز رتبه ایشان که درد سرکشی آخر از این مستی خمار آرد به جای صاحب کوثر قسیم جنت و نار ا...