شمارهٔ ۷۶
به علم و سیف و نسب کس به یار ما نرسد تو را در این سخن انکار کار ما نرسد اگرچه پادشهان در جهان بسی بودند کسی به علم و به نصرت به یار ما نرسد به حسن خلق و وفاداری و جهانگیری کسی به ر...

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب میشده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و حکمت و اخلاق دارد که مهمترین آنها عبارتند از: ابواب الجنان، تفسیر صافی، تفسیر اصفی، کتاب وافی (در شرح کافی)، شافی، مفاتیح الشرایع، اسرارالصلوة، علم الیقین در اصول دین، تشریح (در هیئت) سفینة النجاه، شرح صحیفه سجادیه، ترجمة الصلوه (به فارسی)، ترجمهٔ طهارت (به فارسی)، ترجمهٔ عقاید (به فارسی)، فهرست علوم و دیوان اشعار. اشعار فیض بالغ بر سیزده هزار بیت است. وی درسال ۱۰۹۰هجری قمری درگذشت و در کاشان به خاک سپرده شد.
به علم و سیف و نسب کس به یار ما نرسد تو را در این سخن انکار کار ما نرسد اگرچه پادشهان در جهان بسی بودند کسی به علم و به نصرت به یار ما نرسد به حسن خلق و وفاداری و جهانگیری کسی به ر...
شاه دین گوی فلک در خم چوگان تو باد ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد زلف هندوی هنر شیفته پرچم تست دیده فتح و ظفر عاشق جولان تو باد ای که انشای عطارد صفت شوکت تست عقل کل چاکر طغراکش...
تو را امام ز اعدا خدا نگه دارد فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد ز دیده خواه نهان باش و خواه عیان خدات در همه حال از بلا نگه دارد صبا به درگه او گر دل مرا بینی ز روی لطف بگویش که جا...
وقت آشوب جهان شد العیاذ فتنه آخر زمان شد العیاذ میرسد دجال اعور الحذر نوبت دجالیان شد العیاذ ممتلی شد عالم از ظلم و ستم راز سفیانی عیان شد العیاذ قتل نفس محترم خواهد شدن این سخن د...
دل میرود ز دستم صاحب زمان خدا را بیرون خرام از غیب طاقت نماند ما را ای کشتی ولایت از غرق ده نجاتم باشد که باز بینم دیدار آشنا را ای صاحب هدایت شکرانه ولایت از خوان وصل بنواز مهجور...
بلینا بالفتن فی لیلة الهجر ظلام فیه حتی یطلع الفجر امامی انت بدلها الی القدر لتسلم فیه حتی مطلع الفجر برآی ای صبح روشندل خدا را که بس تاریک می بینم شب هجر سرآمد عمر من بی حضرت تو...
ای خرم از نوید قدومت بهار عمر پژمرد در مفارقتت لاله زار عمر این یک دو دم که دولت دیدار ممکن است دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر گیریم عمر خویش ز سر در زمان تو روز فراق را که نهد...
روی بنمای اماما و ره منبر گیر بگشا منطق و دل از در دلها برگیر دین اسلام و شریعت که کهن گشت و خراب یک به یک در دل ما تازه کن و از سر گیر پر کن از امن و امان عالم آشفته ما ظلم و طغی...
به حدیث آی و علوم خودم از یاد ببر خرمن دانش ما را همه گو باد ببر تا که از لفظ در افشان تو علم آموزیم گو بیا سیل و کتب خانه ز بنیاد ببر به ولایت زدهام دست شفاعت محکم همره خود به به...
مهدی آخر زمان آید به دوران غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور بیحضورش چند روزی دور گردون گر گذشت...
ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار ببر اندوه دل و مژده دیدار بیار یعنی از نایب حق مژده وصلی برسان نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام نغمهای از نفحات نفس ...
عید است روز جمعه و یاران در انتظار یا رب امام را به مصلی کن آشکار شاید که یک نماز که با او ادا کنیم گردیم مستحق که کنی مغفرت نثار خوش دولتی است خرم و خوش خسرو کریم یا رب ز چشم زخم ...
بیا امام که آیین احمد آید باز بیا امام که روی نبی نماید باز بیا امام که از دست رفت ملت و دین بیا امام که شرع محمد آید باز بیا بیا که نمانده است شرع را رمقی مگر ز روی تو در وی روان ...
دلم فدای امام زمان شد و جان نیز ببین که آتش شوق امام چون شد تیز فدای دوستی اهلبیت پیغمبر هزار ساله عبادت به تقوی و پرهیز غلام آن حضراتم که رهنما بودند نه آن که زد به ضلال و عمی ره ...
شود به طلعت مهدی چو دیدگانم باز چه شکر گویمت ای کارساز بندهنواز مرا که گفتن حرفش به جوش میآرد عجب نباشد اگر از لقا کنم پرواز خوش آن زمان که اگر پرسمش جواب دهد وگر خموش شوم او کند...
کجا رسم من مسکین بدان جناب کجا وصال بحر کجا گمره تراب کجا در انتظار قدومت بجان رسید دلم کذا کجاست وعده وصلی از آن جناب کجا گهی قرار دهم آن که بینمت در خواب قرار چیست صبوری کدام و خ...
خدای عزوجل کارساز بنده نواز مهم ما به قدوم ولی خویش بساز به دست خویش اسیریم فکک الاسرا میان خلق غریبیم ای غریب نواز جماعتی که ز ابلیس برده اند گرو به مکر و حیله و کبر و حسد به رم...
دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس که چنان زو شدهام بیسرومان که مپرس کار تقوی و صلاح و ورع و طاعت و علم آنقدر روی نهاده است به نقصان که مپرس جاهل و سفله و بیدین همه غالب شدهان...
زین جهان پیروی آل نبی ما را بس در قیامت ثمر حب علی ما را بس نیست ما را که کم و کیف از ایشان پرسیم ما و تسلیم که آن نص جلی ما را بس اگر اعمال نکوهیده وگر نانیکوست اعتقادات خوش ما به...
خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش به فضل خود نجاتم ده ز کنج آن دل کورش بده توفیق حکم و حکمت و اخلاص در طاعت لقای صاحب الامر و تمتع بردن از نورش امید وصل او دارد مرا در بند این ...
جان نخواهد که شود ز آتش شوق تو خلاص ماهی دلشده در بحر خیالت غواص به هواداری تو شمع صفت از سر سوز کردم ایثار تن خویش ز روی اخلاص هم چو پروانه بر شمع جمال تو تمام تا نسوزم نشوم ز آتش...
حرف وجود او جهان جمله گرفت طول و عرض رفع نمیشود بلی حجت حق ز روی ارض مهر محبت شما بر همه خلق واجب است بلکه ولای آل بر جمله ملایک است فرض نور شماست منتشر در همه جرم آسمان زان چو زم...
در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط خوش تر از این کسی نگفت نیست در این سخن غلط از هوس لقات کان زآب حیات خوشتر است گشته روان ز دیده ام چشمه آب همچو شط گر به هوات می دهم گرد مثال جا...
ز مکر و کید اعادی تو را خدا حافظ ز حادثات نگهبان و از بلا حافظ وجود تست سبب آسمان و غبرا را همیشه باد وجود تو را خدا حافظ به تو ملایک هفت آسمان بود محفوظ تویی وجود همه کاینات را حا...