بخش ۵۱ - پیدا کردن حقوق صحبت و دوستی
بدان که عقد برادری و صحبت چون بسته شد همچون عقد نکاح است که وی را حقوق است رسول ص می گوید مثل دو برادر چون مثل دو دوست است که یکدیگر را می شویند و این حقوق از ده جنس است حق اول در ...

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجتالاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظامالملک به مدت چهار سال به سمت استادی در نظامیهٔ بغداد منصوب شد. مدتی بعد، غزالی به دلیل بیماری جسمی و تردیدهای عمیقی که ناشی از مطالعات شخصی او در فلسفهٔ اسلامی بود، تصمیم گرفت تدریس را رها کرده و منصب خود را به برادرش احمد بسپارد. وی پس از قتل خواجه نظامالملک بغداد را ترک کرد، به حج رفت، مدتی پس از آن در دمشق به تدریس پرداخت. سپس از سوریه به اورشلیم رفت و در سال ۴۸۹ هجری قمری مقبرهٔ ابراهیم را در الخلیل زیارت کرد و چنانکه در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده، آنجا عهد کرد که دیگر هرگز از حکومت صله نگیرد، به خدمت حاکمی درنیاید و با دیگر متکلمان وارد مجادله نشود. نهایتاً پس از سفرهایی به اسکندریه، سوریه و بغداد به زادگاهش توس بازگشت. غزالی در این دوران تبعید فکری از تدریس، در عزلت و فقر میزیست و مشغول ریاضت و تصوف بود و اغلب آثار مشهور خود از جمله احیاء علومالدین را در این دوره نوشت. غزالی در این کتاب معنویت صوفیانه را نقطهٔ اتکای مذاهب اسلامی میداند. در سال ۴۹۹ هجری قمری فخرالملک پسر خواجه نظامالملک که به وزارت سلطان سنجر در خراسان رسیده بود، از غزالی دعوت کرد که برای تدریس به نظامیه نیشابور بازگردد. غزالی عهدی را که بر سر مقبرهٔ ابراهیم بسته بود شکست و دعوت را قبول کرد و تا مدت کوتاهی پیش از مرگش به تدریس در نیشابور مشغول شد. غزالی ماههای آخر زندگانی خود را در خانقاهی که در توس برای مریدانش برپا کرده بود گذراند و در جمادیالثانی سال ۵۰۵ قمری، در ۵۵ سالگی، در همین خانقاه درگذشت. مدفن او در سال ۱۳۷۴ شمسی در پی کاوش باستانشناسی در حدود ۸۰۰ متری مدفن فردوسی در بیرون حصار قدیمی پیدا شد. بر اساس مقالهٔ دکتر محمد افشین وفایی در مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی و به نقل از دستنویس فضائل الانام خیام دو رباعی در مرثیهٔ غزالی سروده است. متن این دستنویس در این مورد به این شرح است: «وفات حجة الاسلام، قدّس الله روحه، روز دوشنبه چهاردهم جمادی الآخر سنۀ خمس و خمسمائه (۵۰۵ ق) به شهر طوس بود. و عمر خیّام در مرثیت وی گفته است: از گردش تو، ای فلکِ گردا گرد آن کیست که نیست در جهان بیغم و درد از شخصِ یکی مرد بر آوردی گرد کهش مثل به روزگار نتوانی کرد هم او راست: یک تن خبرِ مرگِ تو ننیوشیده است کو را نه ز دیده خون برونْ جوشیده است تاری است به چشمِ خلق، گیتی ز غمت گوییکه بهسوگِ تو سیَه پوشیده است.»
بدان که عقد برادری و صحبت چون بسته شد همچون عقد نکاح است که وی را حقوق است رسول ص می گوید مثل دو برادر چون مثل دو دوست است که یکدیگر را می شویند و این حقوق از ده جنس است حق اول در ...
بدان که هرکه یخ دارد وقت گرما بر آن حریص بود تا چون تشنه شود آب بدان سرد کند به کسی بیاید که برابر زر بخرد آن حرص وی بشود در عشق زر و گوید یک روز آب گرم خورم و صبر کنم و این زر که ...
بدان که حج از ارکان اسلام است و عبادت عمر است و رسول ص گفت هرکه مرد و حج نکردگو خواه جهود میر و خواه ترسا و گفت هرکه حج کند بی آن که تن به فسق آلوده کند و زبان به بیهوده و ناشایست ...
بدان که حق هر کسی بر قدر نزدیکی وی بود و نزدیکی را درجات است و حقوق بر مقدار آن بود و رابطه قوی ترین برادری خدایی است و حقوق این گفته آمده است و با کسی که دوستی نبود ولیکن قرابت اس...
بدان که هرچه در ذم دوستی دنیا بیاورده ایم دلیل این است لکن دوستی دنیا از مهلکات است و دشمنی وی از منجیات و این اخباری که در دشمنی وی آمده است بیاوریم و ثنای مهین زهد است که با اهل ...
بدان که مال همچون مار است اندر وی هم زهر است و هم تریاق تا زهر از تریاق جدا نکنیم سر وی و علم وی بتمامی آشکار نشود پس فوایدو آفات وی یک به یک به تفصیل بگوییم
این است تفصیل جمله حقوق مسلمانان که نگاه باید داشت به مجرد مسلمانی اما حقوق همسایگان در وی زیادتها است و رسول ص گفته که همسایه است که وی را یک حق است و آن همسایه کافر است و همسایه ...
بدان که هر مسلمانی که حج کند در وقت خویش درست بود و وقت وی شوال و ذوالقعده و نه روز از ذوالحجه است تا آنگاه که صبح برآید روز عید احرام در این مدت به حج درست بود و پیش از این اگر به...
اما فایده های مال دو قسم است یکی دنیاوی و این را به شرح حاجت نبود که همه کس شناسد و دیگر دینی است و آن سه نوع است نوع اول آن است که بر خویشتن نفقه کنی یا اندر عبادت یا اندر ساز عبا...
بدان که زهد را سه درجه است یکی آن که دنیا دوست بدارد و دل با وی می نگرد ولکن مجاهدت و صبر می کند و این را متزهد گویند نه زاهد ولکن اول زهد این بود دوم آن که دل با وی ننگرد با زهد م...
و آفات وی به بعضی در دنیاست و بعضی در دین اما دینی سه نوع است نوع اول آن که راه معصیت و فسق و بعضی بر وی آسان کند و شهوات اندر باطن آدمی متقاضی معاصی است ولکن عجز یکی از اسباب عصمت...
بدان که ارکان حج که بی آن درست نیاید پنج است احرام و طواف پس از وی سعی و ایستادن به عرفات و موی ستردن بر یک قول و واجبات حج که اگر از آن دست بدارد حج باطل نگردد ولیکن گوسفندی کشتن ...
بدان که رسول ص گفت که خدای تعالی می گوید من رحمانم و خویشی بر من رحم است نام وی از نام خود شکافتم هرکه خویشی پیوسته دارد با وی پیوندم و هرکه بریده دارد از وی ببرم و گفت هرکه خواهد ...
بدان که خلق در هاویه افتاده اند و وادیها را نهایت نیست لکن مهم در دنیا شش چیز است خوردنی و پوشیدنی و مسکن و خنور خانه و زن و مال و جاه مهم اول طعام است در جنس و قدر و نان خورش نظر ...
بدان که اصل بصیرت مکشوف شده است که خلق همه هلاک شده اند الا عابدان و همه عابدان هلاک شده اند الا عالمان و همه عالمان هلاک شده اند الا مخلصان و مخلصان بر خطری عظیم اند پس بی اخلاص ه...
بدان که حق ایشان عظیمتر است که نزدیکی ایشان بیشتر است رسول گفت ص که هیچ کس حق پدر نگذارد تا آنگاه که وی را بنده ای یابد بخرد و آزاد کند و گفت نیکویی کردن با پدر و مادر فاضلتر از نم...
بدان که طمع از جمله اخلاق مذموم است و مذلت اندر حال نقد بود و خجلت به آخر کار چون طمع برنیاید و بسیار اخلاق بد از وی تولد کند که هرکه به کسی طمع دارد با وی مداهنت کند و نفاق کند و ...
بدان که صفت اعمال حج از اول تا آخر بباید دانست فرایض و سنن و آداب به هم آمیخته چنان که سنت است که هرکه عبادت نه به عادت کند سنت و ادب و فریضه همه نزدیک وی برابر بود که به مقام محبت...
باید که اول که عزم حج کند توبه کند و مظالم باز دهد و وامها بگزارد و عیال و فرزند و هرکه را بر وی نفقه است نفقات بدهد و وصیت نامه بنویسد و زاد راه از وجهی حلال به دست و از شبهت حذر ...
اول باید که فضل نیت بدانی که روح همه اعمال نیت است و حکم وی راست و نظر حق تعالی از عمل به نیت است و رسول ص از این گفت که خدای تعالی به صورت و مال شما ننگرد به دل و کردار شما نگرد و...
یکی از رسول ص پرسید که نیکویی با که کنم گفت با مادر و پدر گفت مرده اند گفت با فرزند که همچنان که پدر را حق است فرزند را حق است و یکی از حقوق فرزند آن است که ورا به بدخویی خویش در ع...
بدان که داروی وی معجونی است از تلخی صبر و شیرینی علم و دشواری عمل و همه داروهای بیماری دل از این اخلاط باشد و حاصل این علاج پنج چیز است علاج اول عمل است چنان که خرج خویش با اندکی آ...
چون به میقات رسد که قافله از آنجا احرام گیرد اول غسل کند و موی و ناخن بازکند چنان که جمعه را گفتیم و جامه دوخته بیرون کند و ازاری و ردایی سپید بربندد و پیش از احرام بوی خوش به کار ...
رسول گفت ص از خدای تعالی بترسید در حق بندگان و زیردستان خویش از آن طعام دهید ایشان را که خود خورید و از آن پوشانید که خود پوشید و کاری مفرمایید که طاقت ندارند اگر شایسته باشند نگاه...