بخش ۱۳ - اما آداب طعام نهادن
اول آن است که تعجیل کند و این از جمله اکرام مهمان باشد تا در انتظار نبود و چون جمعی حاضر شدند و یکی مانده باشد حق ناظران اولیتر مگر که غایب درویش باشد و شکسته دل آنگاه تاخیر بدین ن...

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجتالاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظامالملک به مدت چهار سال به سمت استادی در نظامیهٔ بغداد منصوب شد. مدتی بعد، غزالی به دلیل بیماری جسمی و تردیدهای عمیقی که ناشی از مطالعات شخصی او در فلسفهٔ اسلامی بود، تصمیم گرفت تدریس را رها کرده و منصب خود را به برادرش احمد بسپارد. وی پس از قتل خواجه نظامالملک بغداد را ترک کرد، به حج رفت، مدتی پس از آن در دمشق به تدریس پرداخت. سپس از سوریه به اورشلیم رفت و در سال ۴۸۹ هجری قمری مقبرهٔ ابراهیم را در الخلیل زیارت کرد و چنانکه در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده، آنجا عهد کرد که دیگر هرگز از حکومت صله نگیرد، به خدمت حاکمی درنیاید و با دیگر متکلمان وارد مجادله نشود. نهایتاً پس از سفرهایی به اسکندریه، سوریه و بغداد به زادگاهش توس بازگشت. غزالی در این دوران تبعید فکری از تدریس، در عزلت و فقر میزیست و مشغول ریاضت و تصوف بود و اغلب آثار مشهور خود از جمله احیاء علومالدین را در این دوره نوشت. غزالی در این کتاب معنویت صوفیانه را نقطهٔ اتکای مذاهب اسلامی میداند. در سال ۴۹۹ هجری قمری فخرالملک پسر خواجه نظامالملک که به وزارت سلطان سنجر در خراسان رسیده بود، از غزالی دعوت کرد که برای تدریس به نظامیه نیشابور بازگردد. غزالی عهدی را که بر سر مقبرهٔ ابراهیم بسته بود شکست و دعوت را قبول کرد و تا مدت کوتاهی پیش از مرگش به تدریس در نیشابور مشغول شد. غزالی ماههای آخر زندگانی خود را در خانقاهی که در توس برای مریدانش برپا کرده بود گذراند و در جمادیالثانی سال ۵۰۵ قمری، در ۵۵ سالگی، در همین خانقاه درگذشت. مدفن او در سال ۱۳۷۴ شمسی در پی کاوش باستانشناسی در حدود ۸۰۰ متری مدفن فردوسی در بیرون حصار قدیمی پیدا شد. بر اساس مقالهٔ دکتر محمد افشین وفایی در مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی و به نقل از دستنویس فضائل الانام خیام دو رباعی در مرثیهٔ غزالی سروده است. متن این دستنویس در این مورد به این شرح است: «وفات حجة الاسلام، قدّس الله روحه، روز دوشنبه چهاردهم جمادی الآخر سنۀ خمس و خمسمائه (۵۰۵ ق) به شهر طوس بود. و عمر خیّام در مرثیت وی گفته است: از گردش تو، ای فلکِ گردا گرد آن کیست که نیست در جهان بیغم و درد از شخصِ یکی مرد بر آوردی گرد کهش مثل به روزگار نتوانی کرد هم او راست: یک تن خبرِ مرگِ تو ننیوشیده است کو را نه ز دیده خون برونْ جوشیده است تاری است به چشمِ خلق، گیتی ز غمت گوییکه بهسوگِ تو سیَه پوشیده است.»
اول آن است که تعجیل کند و این از جمله اکرام مهمان باشد تا در انتظار نبود و چون جمعی حاضر شدند و یکی مانده باشد حق ناظران اولیتر مگر که غایب درویش باشد و شکسته دل آنگاه تاخیر بدین ن...
باید که اگر در صحرا بود از چشم خلق دور شود و اگر تواند در پس دیواری شود و عورت پیش از نشستن برهنه نکند و روی سوی آفتاب و ماه نکند و قبله را پس پشت نکند و روی فراقبله نکند مگر در بن...
آن است که به دستوری بیرون آید و میزبان باید که تا به سرای با وی بیرون آید که رسول ص چنین فرموده است و باید که میزبان سخن خوش گوید و گشاده روی بود و میزبان نیز اگر تقصیری بیند درگذا...
بدان که صبر خاصیت آدمی است که بهایم را صبر نیست که بس ناقصند و ملایکه را به صبر حاجت نیست که بس کاملند و از شهوات رسته اند پس بهیمه مسخر شهوات است و اندر وی هیچ متقاضی نیست الا شهو...
باید که سه کلوخ یا سه سنگ راست کرده باشد پیش از قضای حاجت چون فارغ شود به دست چپ بگیرد و بر جایی نهد که پلید نباشد آنگاه می راند تا به موضع نجاست و آنجا می گرداند و نجاست می رباید ...
بدان که رسول ص گفت جهاد کنید با خویشتن به گرسنگی و تشنگی که ثواب این ثواب جهاد است با کفار و هیچ کردار نزدیک خدای تعالی دوست تر از گرسنگی و تشنگی نیست و گفت هر که شکم پر کرد وی را ...
بدان که نکاح کردن از جمله راه دین است همچون طعام خوردن که همچنان که راه دین را به حیات و بقای شخص آدمی حاجت است و حیات بی طعام و شراب ممکن نیست همچنین به بقای جنس آدمی و نسل وی حاج...
و روزه یک نیمه صبر چراست بدان که ایمان یک چیز نیست بلکه شاخه های بسیار دارد و اقسام بسیار چنان که اندر خبر است که ایمان هفتاد و اند بایست بزرگترین کلمه لااله الاالله و کمترین خاشاک...
بدان که فضل گرسنگی نه از آن است که اندر وی رنج است چنان که فضل دارو نه از آن است که تلخ است لیکن اندر گرسنگی ده فایده است فایده اول آن که دل صافی کند و روشن گرداند و سیری مرد را کو...
چون از استنجا فارغ شد مسواک کند و ابتدا به جانب راست کند زبر آنگاه زیر آنگاه به جانب چپ زبر آنگاه زیر آنگاه درون دندان بر همان ترتیب آنگاه به زبان و کام فراز آورد و مسواک کردن مهم ...
بدان که فضل نکاح به سبب فواید وی است و فواید نکاح پنج است فواید نکاح فایده اول در فرزند است و به سبب فرزند چهارگونه ثواب است ثواب اول آن که سعی کرده باشد در آنچه محبوب حق تعالی است...
بدان که در وضو شش چیز کراهیت است سخن گفتن و دست بر روی زدن و دست برفشاندن و از آبی که آفتاب گرم کرده باشد طهارت کردن و آب بسیار ریختن و بر سه بار زیادت کردن اما روی خشک کردن بدان ن...
بدان که در طعام پس از آن که حلال بود بر مرید فریضه بود که سه احتیاط نگاه دارد احتیاط اول در اندک خوردن و نشاید که به یک بار از بسیار خوردن به اندک خوردن شود که طاقت آن ندارد و زیان...
بدان که بنده اندر همه احوال از چیزی خالی نبود که موافق هوای وی بود یا مخالف هوای وی و اندر هر دو حال به صبر حاجتمند بود اما آن که موافق هوای وی بود چون مال و نعمت و جاه و تندرستی و...
و اما آفات نکاح سه است آفت اول آن که باشد که از طلب حلال عاجز بود خاصه در چنین روزگار و باشد که به سبب عیال در شبهت افتد یا در حرام و آن سبب هلاک دین وی بود و آن عیال وی و هیچ فضیل...
و آن دو نوع است نوع اول شوخهاست چون شوخ که در میان موی سر و محاسن باشد و این به شانه و آب و گل و گرمابه ازالت توان کرد و هرگز در سفر و حضر شانه از رسول ص جدا نبودی و پاک داشتن خود ...
بدان که مقصود از گرسنگی آن است تا نفس شکسته شود و زیر دست گردد و به ادب شود و راست بایستد و از این بندها مستغنی شود و برای این است که پیر مرید را این همه بفرماید و خود نکند که مقصو...
بدان که ابواب صبر یکی نیست و صبر کردن از هر یکی دشواری دیگر دارد و علاج وی دیگر بود هرچند که جمله علاج وی معجون علم و عمل است و هرچه اندر ربع مهلکات گفته ایم همه داروی صبر است و ای...
اما شرایط نکاح پنج است اول ولی است که بی ولی نکاح درست نبود و هرکه ولی ندارد ولی وی سلطان بود دوم رضای زن مگر که دوشیزه بود که چون پدر وی را بدهد به رضای وی حاجت نباشد و هم اولیتر ...
هر که در گرمابه شود بر وی چهار چیز واجب است و ده سنت دو واجب در عورت وی که از ناف تا زانو از چشمها نگاه دارد و از دست خادم نیز نگاه دارد که بسودن آن از دیدن فراتر است و دو در عورت ...
بدان که از این دو آفت تولید کند یکی آن که بر ترک بعضی از شهوات قادر نباشد و نخواهد که بدانند اندر خلوت بخورد و برملا نخورد و این عین نفاق باشد و بود که شیطان وی را غرور دهد که این ...
بدان که شکر مقامی عزیز است و درجه آن بلند است و هرکسی به حقیقت آن نرسد و برای این گفت حق عزوجل و قلیل من عبادی الشکور و ابلیس طعن کرد آدمی را و گفت و لا تجداکثرهم شاکرین بیشتر ایشا...
بدان که گفته ایم که همه مقامات دین با سه اصل آید علم و حال و عمل علم اصل است و از وی حال خیزد و از حال عمل خیزد و همچنین علم شکر شناخت نعمت است از خداوند و حالت شادی دل است بدان نع...
اما صفاتی که سنت است نگاهداشت آن در زنان هشت است صفت اول پارسایی که آن اصل است که زن ناپارسا اگر در مال خیانت کند کدخدای بدان مشوش شود و اگر در تن خیانت کند اگر مرد خاموش شود از نق...